ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

23

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

فصل سوم : و هم حمزه از كتابى ديگر حكايت كند از كتب پارسيان ، بلغتى غريب نبشته ، كه حق تعالى اوّل خلقت مردى آفريد و گاوى [ و ] اندر مركز بالائين سه هزار سال بىآفت بماندند ، و اين هزارگانها [ ى ] [ 1 ] حمل و ثور و جوزا بود ، و پس به زمين اندر سه هزار ديگر بىهيچ رنج و مكروه بماندند ، و آن هزارهء سرطان و اسد و سنبله بود ، پس چون اوّل هزار سال ميزان بود ، خلاف ظاهر گشت ، و اين مرد كهومرث نام بود ، سى سال زمين و نبات و گاو را همى داشت ، و طالع اين هزار سرطان بود مشترى اندر وى ، و آفتاب در حمل ، و قمر اندر ثور ، و زحل در ميزان ، و مريخ در جدى ، و زهره و عطارد اندر حوث ، و اين كواكب روان گشت از برجهاء بسير خويش اندر اوّل ماه فروردين كى نوروز است ، و از گردش فلك روز از شب ظاهر گشت ، و نسل اين مرد [ به ] پيوست و اللّه اعلم . فصل چهارم : و باز قومى بر آن‌اند از اصحاب روايات ، كه كيومرث [ 2 ] شيث بود ، و نبيرهء او هم روايت كنند ، ( 15 - ب ) و بعضى گويند كه او چهارم پسر بود از آن نوح ، و اندر تاريخ جرير الطبرى چنانست كه ميان ادريس و نوح هزار و هفتصد سال پادشاهان بودند ، و اول مردى كه بود او را نام كيومرث بود ، و هفتصد سال پادشاهى كرد و پارسيان درين شرحها كه داديم آدم را عليه السلام و خلقت آدم را همى خواهند ، و بيش نامعتمدست ، ايشان بر مذهب خويش مگر چنان ميشمرند ، و ليكن به حكم آنكه مسطور بود نوشته شد ، اما درين شك نيست كه اين كيومرث بودست ، و سى سال پادشاهى كرد ، چنانك گفته شود بجاى خويش ، و نسبت پادشاهان به دو باز شود ، و بكيفيّت آن ايزد تعالى و تقدس داناترست . و اللّه اعلم .

--> [ ( ) ] باشد ) جمعا ( 213 ) سال است ( ص 103 ) و از مدت هوشنگ كه نود و سه سال است برمىآيد كه كلمهء محو شده ( سه سال ) بوده و مدت شش ماه معلوم نيست از كجا آمده است و ظاهرا مدت اعضا برآوردن ميشى و ميشانه را كه بيرونى در اول ماه هفتم دانسته اينجا به حساب آورده‌اند . پس از مراجعه بحمزه نيز معلوم شد آنجا هم ( نود و سه سال و شش ماه ) است . [ ( 1 ) ] باصطلاح پهلوى : هزار يك ، مسعودى در التنبيه و الاشراف گويد : كيومرث . . ملك اربعين سنه و قيل ثلاثين و ذلك فى الهزاريكة الاولى من بدء النسل ( ص 85 ) . [ ( 2 ) ] با املاى ( ى ) .